رای به سایت :
162
محبوب
حوزه 341 امام زین العابدین (ع)
ناحیه مقاومت بسیج ابوذر
چهارشنبه 28 شهريور 1397 -
منزلت زن از منظر قرآن
به مناسبت گرامیداشت روز زن:

منزلت زن از منظر قرآن

از دیدگاه قرآن، زن و مرد هویت یکسان داشته و از موهبت‏هاى الهى به یک میزان برخوردارند.
calendar
تاریخ : 1396/12/18 - 14:23
3
محبوب  
رای به خبر :

به گزارش قسم از حوزه 341 امام زین العابدین (ع)  ناحیه مقاومت بسیج ابوذر ،

منزلت زن از منظر قرآن

 

دکتر علیرضا صابریان

چکیده

از دیدگاه قرآن، زن و مرد هویت یکسان داشته و از موهبت‏هاى الهى به یک میزان برخوردارند. این دو مایه ى عفت و آرامش یکدیگرند. اما تفاوت‏هاى انکار ناپذیرى نیز بین این دو وجود دارد. اگر به نظام حقوقى اسلام به صورت مجموعه توجه شود، روشن مى‏شود که اختلافات حقوقى بین زن و مرد در اسلام دقیقا بر واقعیت و حکمت استوار است و هریک به میزان برخوردارى از حقوق، به وظایفى نیز مکلّف گشته اند.

کلید واژگان :

منزلت زن، حقوق زن، ارث زن.

مقدمه

تفاوت‏هاى زن ومرد در وظایف و حقوقى که دارند همواره مورد بحث بوده است. ثمره ى مباحث در دو دیدگاه متقابل ارایه شده است. در یک دیدگاه، زن از سطح انسانیت تنزل مى‏کند و صورت ابزار و وسیله به خود مى‏گیرد. از سوى دیگر، دیدگاهى نیز هیچ تفاوتى بین زن با مرد قایل نمى‏شود و معتقد است زن در همه ى زمینه‏ها همتاى مرد است. این همان فمینیسم است.
این نوشتار بر آن است تا با توجه به کاستى‏هاى دو دیدگاه یاد شده به تحقیق وتبیین دیدگاه قرآن در این باره بپردازد.

نگرش به زن در گذر تاریخ

در میان اقوام و دانشمندان گذشته نظر بسیار بدبینانه‏اى نسبت به زن وجود داشته است. افلاطون، با جرئت و تهور فراوان، از ورود زن به هر کارى و از برابرى زن و مرد در همه ی موقعیت‏ها پشتیبانى مى‏کرد. اما ارسطو، که با تعصبات روزگار خود بیشتر سازگار بود، زن را ناقص مى‏دانست و به عقیده ی او طبیعت آنجا که از آفریدن مرد ناتوان است، زن را مى‏آفریند. زنان و بندگان، از روى طبیعت، محکوم به اسارتند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهاى عمومى نیستند. (دورانت/14) 
آگوستین قدیس قائل بود: زن حیوانى است که نه استوار است و نه ثابت قدم، بلکه کینه توز است و زیان کار و منبع همه مجادلات و نزاع‏ها و بى عدالتى‏ها و حق کشى‏ها. (ستارى،61) 
بعضى از پیروان فروید معتقدند:
زن خدمت قابلى به فرهنگ بشر نکرده و در هیچ فنى موقعیتى به دست نیاورده است جز در شستن و بافتن و آرایش کردن که فنون جنبى است و مجاهده‏اى براى پوشانیدن دستگاههاى جنسى و جلب مرد. (تیلا/ 14) 
در تورات کنونى آمده است که وجود زن، طفیلى وجود مرد است و از دنده ی چپ مرد آفریده شده است (سفر پیدایش 2/ 2) 
در مقابل نظریه‏هاى افراطى، نظر بسیار خوشبینانه‏اى نیز نسبت به زن وجود دارد.گاندى مى‏گوید:
هیچ یک از شرارت‏هایى که مرد مسئول آن است، چنان پست و مفتضح و خشن نبوده که توهین به نیمه ی برتر انسانیت. جنس زن را ضعیف‏تر نمى‏دانم، چون اصیل‏تر از مرد است. حتى امروز هم زن تجسم ایثار، رنج کشیدن خاموش، فروتنى، ایمان و معرفت است. شهود زن اغلب صادق‏تر است تا تصور خود بینانه‏اى که مرد از دانش برتر خود دارد«. (خجسته/ 43) 
زن در نزد مصریان مقام والایى داشت تا جایى که تسلط زن و مادر شاهى بر تسلط مرد یا پدر شاهى غلبه داشته است. (تیلا/29)

دیدگاه قرآن

اسلام تنها دینى است که شخصیت و حقوق زن را در ابعاد گوناگون و با توجه به توانمندى‏ها و وظایفى که دارد منظور کرده است. گوستا ولوبون مى‏گویدکه اسلام اولین مذهبى است که در اصلاح حال زنان و ترقى وتعالى آنان قدم‏هاى خیلى وسیعى برداشته است. زیرااین مطلب مسلم است که در میان تمام مذاهب و اقوامی که قبل از اسلام آمده اند وضع و حالت زیاده از حد ضایع و خراب بوده است (517).
اینک لازم است موضع اسلام را در این باره از متن قرآن جویا شویم. از دیدگاه قران سرشت زن و مرد یکسان بوده واین دو داراى هویتى یکسانند. قرآن مى‏فرماید:
یا اَیُّهاالنَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذى خَلَقَکُمْ منْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ منْها زَوْجَها وَبَثَّ منْهُما رجالاً کَثیراً وَ نِساءً... (نساء/1) اى مردم از پروردگارتان پروا کنید، آن که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس واحد، همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسیار پدید آورد.
در آیه ی دیگر آمده است
هُوَ اَلّذى خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ منْها زَوجَها لِیَسْکُنَ اِلَیْها (اعراف/189) اوست که همه ی شما را از یک تن آفرید و از آن یک تن، زنش را آفرید تا به او آرامش یابد.
از منظر قرآن، خلقت زن مایه ی آرامش مرد است.
وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنوُا الَیْها (روم/21) و از نشانه‏هاى قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانى آفرید، تا به ایشان آرامش یابید.
علامه طباطبایى در تفسیر این آیه مى‏گوید:
معناى آیه این است که براى سود رساندن به شما از جنس خودتان همانند آفرید، چرا که هر یک از زن و مرد داراى جهاز تولید مثل است که با همراهى جنس دیگر کارش به ثمر مى‏رسد و با کار هر دو، مسئله تولید و تکثیر مثل به انجام مى‏رسد، بر این اساس، هر یک به تنهایى نقص دارد و به قرین خود نیازمند است و از مجموع این دو، یک واحد تام حاصل مى‏شود. به جهت همین نیاز و نقص هر کدام به سمت دیگرى حرکت مى‏کند و زمانى که وصلت حاصل گشت، آرام مى‏گیرد. زیرا هر ناقصى به کمال خود شائق است و هر نیازمندى به چیزى که رفع نیازش کند، میل دارد. این همان میل جنسى است که در این دو قرین نهاده شده است. (المیزان/ 16/ 173-174)

برخوردارى از مواهب یکسان

قرآن کریم بعضى از موهبت‏های الهی را به انسان ، صرف نظر ازجنسیت ، نسبت داده است ، از جمله: لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فى اَحْسَن تَقْویم. (تین/4) ما انسان را در بهترین ساختار خلق کردیم.
در آیه ی دیگری میفرماید :
فَاَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّین حَنیفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدّینُ القَیِّمُ وَ لکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لایَعْلَمُونَ (روم/3) پس تو اى رسول، مستقیم روى به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروى کن که هیچ تغییرى در خلقت خدا نباید داد. این است آیین استوار حق و لیکن اکثر مردم از حقیقت آن آگاه نیستند.
امکاناتى را که خداوند خلق کرده است، براى انسان است و طبق جنسیت تقسیم صورت نگرفته است:
اَلّذى جَعَلَ لَکُمُ اْلاَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بناءً وَ اَنْزَلَ منَ السَّماء ماءً فَاَخْرَجَ به منَ الثَّمَرات رزْقاً لَکُمْ. (بقره/22) آن خدایى که براى شما زمین را گسترد و آسمان را برافراشت و فرو بارید از آسمان آبى که به سبب آن بیرون آورد میوه‏هاى گوناگون براى روزى شما.
آیاتى که هدف آفرینش را بیان مى‏کند عمومیت دارد ، از جمله
الّذى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ. (ملک/2) خدائی که مرگ و زندگانى را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر است و او مقتدر و آمرزنده است.
همچنین
وَ مَنْ عَمِلَ صالحاً مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً. (نحل/97) هر کس از مرد و زن کار نیکى به شرط ایمان به خداى آرد، ما او را در زندگانى خوش و با سعادت زنده مى‏گردانیم.
در صورت تساوى عمل زن و مرد، پاداش این دو یکسان خواهد بود:
فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ اِنّى لا اُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثى. (آل عمران/195) پس خدا دعاهاى ایشانرا اجابت کرد که البته من که پروردگارم عمل هیچکس از مرد و زن را بى مزد نگذارم.
خداوند اهل علم و دانش را ستوده و فرقى بین زن و مرد قایل نشده است:
یَرْفَعِ اللّهُ الّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالّذینَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ (مجادله/11) خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان عالم را رفیع مى‏گرداند.
یکى از مهمترین اهداف انبیاء، تزکیه و تعلیم انسانها است و در این خصوص فرقى بین زن و مرد نیست
کَما اَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکّیکُم وَ یُعَلِّمُکُمْ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ. (بقره/151) چنانکه رسول گرامى خود را فرستادیم که آیات ما را براى شما تلاوت کند و نفوس شما را از پلیدى و آلودگى جهل و شرک پاک و منزه گرداند و به شما تعلیم شریعت و حکمت دهد و از او بیاموزید هر چه را نمى‏دانید.
درتعدادى از روایات علاوه بر تعابیر عام نسبت به زنان تصریح صورت گرفته است ، از جمله: قال النبى(ع):
طلب العلم فریضة على کل مسلم و مسلمة. (بحار الانوار،ج1/177) فراگیرى دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
از منظر فقیهان امامیه فراگیرى احکام شرعى مورد ابتلا بر هر زن و مردى واجب است
یحب على کل مکلف فى عباداته و معاملاته ان یکون مجتهداً او مقلداً او محتاطا. (العروة الوثقى1/12) واجب است بر هر مکلفى در عبادت‏ها و معامله‏ها یا مجتهد باشد و یا مقلد و یا به احتیاط عمل نماید.
زنان بسیارى از اصحاب و یاران پیامبر9 و ائمه، اهل فضل و دانش بودند. مجلس تفسیر زینب3 در کوفه هنگام حکومت حضرت على7، نمونه بارزى از این امر است. (اعلام النساء المؤمنات/ 173) همچنین برخى از زنهاى منسوب به فقها و عالمان، صاحب اجازه نقل حدیث و اجتهاد بوده‏اند مانند ام على، همسر شهید اول و آمنه بیگم دختر مجلسى اول. و در تاریخ معاصر، شهیده بنت الهدى صدر و بانو مجتهده اصفهانى از مصادیق بارز زنان اهل فضل و دانش بوده‏اند. (پیام زن/22/26) 
از دید قرآن، در کسب مدارج معنوى و تحصیل تقوا، فرقى بین زن و مرد نیست.
یا اَیُّها النَّاسُ اِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقاکُمْ. (حجرات/13) اى مردم ﺍ ما همه ی شما را از مرد و زنى آفریدیم و آنگاه شعبه‏هاى بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسند. بزرگوارترین شما نزد خدا با تقوى‏ترین مردمند.
یکى از ارزشمندترین مفاهیم و اعمال دینى جهاد در راه خداست تا جایى که جهاد براى حفظ کیان اسلام بر زن و مرد واجب است. (کشف الغطاء/381) 
زن و مرد از فضیلت جهاد بهره مى‏برند:
لا یَسْتَوى الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤمِنینَ غَیْرُ اُولى الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فى سَبیلِ اللَّهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهمْ فَضَّلَ اللَّهُ اَلْمُجاهِدینَ بَاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلّاً وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنى فَضَّلَ اللَّهُ اَلْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ اَجْراً عَظیماً. (نساء/ 95) هرگز مومنانى که بى هیچ عذرى مانند نابینایى ، مرض فقر و غیره از کار جهاد باز نشینند با آنانکه به مال و جان کوشش مى‏کنند، یکسان نخواهد بود. خدا مجاهدان فداکار با مال و جان را بر بازنشستگان، بلندى مقام و برترى بخشیده و همه ی اهل ایمان را وعده ی نیکو فرموده و مجاهدان را بر بازنشستگان با اجر و ثوابى بزرگ برترى داده.
آیه ی زیر بیان کننده ی ارزشهایی است که زن و مرد در آن شراکت دارند و در این آیه از مردان و زنان به نیکى یاد شده است:
اِنّ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤمِنینَ وَ الْمؤمِناتِ وَ الْقانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصَّادِقینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرینَ وَ الصَّابِراتِ وِ الْحافِظینَ فُرُجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللّهَ کَثیراً وَ الذَّکِراتِ اَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْراً عَظیماً. (احزاب/35) همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و مردان و زنان راستگوى و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس خاشع و مردان و زنان خیرخواه مسکین نواز و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام و مردان و زنانى که یاد خدا بسیار کنند، براى همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است.
خلقت زن و مرد هر کدام براى تکمیل دیگرى است:
هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ و َ اَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ. (بقره/18) آنان (زنان) جامه ی ستر و عفاف شما و شما (مردان) نیز لباس عفت آنها هستید.
در تفیسر المیزان آمده است:
ظاهر از لباس همان معناى معروف آن است. لباس آن چیزى است که انسان به آن بدنش را مى‏پوشاند و دو جمله از قبیل استعاره است. زیرا هر یک از زوجین دیگرى را از دنبال گناه رفتن و شایع ساختن آن، باز مى‏دارد. پس هر کدام براى دیگرى به منزله لباسى است که با آن پلیدى خود را پنهان و عورت خود را مى‏پوشانند. (المیزان/1/44) 
قرآن حتی جنس زن و مرد را نیز یکسان مى‏داند:
وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَزْواجِکُمْ بَنینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبتِ. (نحل/72) خدا براى شما از میان خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان فرزندان و فرزند زادگان پدید آورد، و از چیزهاى پاک روزیتان داد.
در آیه ی دیگر از قرآن آمده است
فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلاَرْضَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً. (شورى/11) آفریدگار آسمانها و زمین است. براى شما، هم از شما، همسرانى بیافرید.
بعضی مفسرین از این آیه یکسانی و مماثلت جنس زن و مردرا نتیجه گرفته اند. (حسینى/2/ 100-98) علامه طباطبایى در تفسیر المیزان، نیز این قول را ترجیح داده است. (المیزان/4/ 136) 
ممکن است گفته شود در آیات مذکور، هدف از آفرینش زن آرامش و سکون مردتلقی شده است به گونه ای که گویا اصل در حیات، مرد است و زن طفیل وجود او ست. اما باید گفت با توجه به ظاهر آیات هر یک از این دو جنس به یکدیگر نیاز دارند و آرامش طرفینى است همانگونه که مودت و رحمت براى هر دو طرف است. در استعمالات قرآنى، واژه ی زوج به معناى همسر بر هر یک از زن و مرد اطلاق مى‏گردد و اصولا کلمه ی زوجه در قرآن به کار نرفته و از نظر لغت شناسان استعمال واژه ی زوجه براى زن، غیر فصیح است. (راغب/ 384) 
آیات ذکر شده نشان داد که زنان هم چون مردان از شخصیتى کامل و مستقل برخوردارند و در هویت انسانى میان صنف زن و مرد تفاوتى نیست. ویژگى‏هاى انسانى را هر دو به نحو برابر دارا هستند. همانگونه که در قابلیت رشد و تکامل، لغزش و انحراف، آسیب پذیرى و آسیب رسانى یکسانند.
به عبارت دیگر، خداى متعال انسان را آفرید، اما براى بقاى نسل و تبار وى او را به دو صنف زن و مرد تقسیم کرد. در آنچه لازمه ی نوع انسانى است هر دو برابرند و در برخى خصلتها و خصوصیتها که لازمه ی صنف است از یکدیگر متفاوت‏اند. این تفاوت‏ها چنان نیست که به انسانیت آنها آسیب برسانند. (مهریزى/78) 
حقیقت انسان نه مذکر است نه مونث. قران کریم مى‏گوید: این دو را از چهره ی ذکورت و انوثت نشناسید. بلکه از چهره ی انسانیت بشناسید. در حقیقت انسان را روح او تشکیل مى‏دهد، نه بدن او، انسانیت انسان را جان او تعیین مى‏کند نه جسم او و نه مجموع جسم و جان. (جوادى آملى/ 76) 
علامه طباطبایى نیز با استدلال فلسفی به وحدت نوعى زن و مرد قایل است. (المیزان/4/ 152-153) بنابراین می توان گفت که هر کمال نوعى را که یک صنف مى‏تواند آنرا به دست آورد، صنف دیگر نیز قدرت به دست آوردن آنرا دارد. و از آن جمله کمالی است که به وسیله ی ایمان به خدا و اطاعت فرمان او حاصل مى‏شود. بهترین و جامعترین تعبیر حاکی از این معنا آیه شریفه ای است که مى‏فرماید: اِنّى لا اُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثى بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ. (آل عمران/ 195)

شخصیت زن از دیدگاه اندیشمندان معاصر

امام خمینى (ره) در خصوص شخصیت زن قایل است
تمام هویت هاى کمالى که در انسان مطرح است در زن مطرح است. (سیماى زن... /207) 
علامه طباطبایى در این خصوص مى‏گوید:
واقعیت خارجى و تجربه نشان مى‏دهد که زن و مرد دو فرد از یک جوهر واحد به نام انسان مى‏باشند.« (المیزان/4/ 94-95) 
ایشان در جاى دیگر مى‏گوید:
قرآن بیان کرده که هویت زن مانند مرد است هر انسان چه زن و چه مرد، انسان است و در ماده انسانیت مشترک است. (همان/2/ 269) 
علامه مطهرى شخصیت زن را از منظر قرآن این گونه ترسیم مى‏کند:
قرآن با کمال صراحت در آیات متعددى مى‏فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریدیم. قرآن درباره آدم اول مى‏گوید: همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم... قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدسى از یک زن بزرگ و قدسیه یاد مى‏کند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسى و عیسى در نهایت تجلیل یاد کرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشایسته براى شوهران ذکر مى‏کند از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگى که گرفتار مرد پلیدى بوده است غفلت نکرده. گویى قرآن خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمایند. (1 47-150
آیة اللّه جوادى آملى زن و مرد را از یک گوهر دانسته و میگوید:
آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبدا قابلى واحد داشته، چه این که مبدا فاعلى همه آنها خداى یگانه و یکتاست و هیچ مزیتى براى مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست و اگر برخى از روایات عهده دار اثبات این مزیت اند یا از لحاظ سند نارسا و یا از جهت دلالت ناتمام اند و اگر فرضا از هر دو جهت تمام باشند، چون مسئله مورد بحث یک امر تعبدى محض نیست، نظیر مسائل فقهى صرف، نمى‏توان آن را به یک دلیل ظنى غیر قطعى ثابت کرد، مگر در حد مظنه و گمان که سودمند به حال مسائل علمى نخواهد بود. (137-138)

حقوق زن و مرد

تفاوتهای فیزیولوژیک زن و مرد با یکدیگر لازمه ی حیات انسانی و بقای آن است. بدیهی است این تفاوت ها زمینه ساز تفاوت در وظایف و تکالیف و این یک نیز سبب تفاوت در حقوق می گردد. بر این اساس ، تفاوت های حیاتی این دو را به اختصار از نظر می گذرانیم. به طور کلى مى‏توان این تفاوت ها را به دو دسته ی جسمانى و روانى تقسیم کرد.

1. تفاوت هاى جسمانى:

این تفاوت ها اختلافات ظاهرى ساختمان بدن و مهمتر از آن تفاوت وضعیت جنسى این دو را شامل میشود. نطفه زن (اوول) و نطفه مرد (اسپرماتوزوئید) هر یک داراى 23 کروموزوم است که موقعیت و شکل آنها در هر جنس با دیگرى تفاوت دارد. زنان عوارض زنانگى اعم از قاعدگى و آبستنى و زایمان دارند ولى مردان این گونه نیستند. مردان بلند قدتر و سنگین وزن‏تر از زنان اند. وزن متوسط قلب مرد 300 گرم و وزن متوسط قلب زن 250 گرم و وزن متوسط مغز مرد 1300 گرم و وزن متوسط مغز زن 1200 گرم مى‏باشد. (تیلا/ 137-138)

2. تفاوت‏هاى روانى:

میل مرد به ورزش و شکار و کارهاى پر حرکت و جنبش، بیش از زن است. زن زودتر و سریع‏تر از مرد تحت تاثیر احساسات خویش قرار مى‏گیرد. زن به زینت و زیور و جمال و آرایش علاقه‏ى زیاد دارد. احساسات زن بى ثبات‏تر از مرد است. زن از مرد محتاطتر، پر حرف‏تر، ترسوتر و تشریفاتى‏تر است. (مطهرى/205-206)

تفاوت در قانون ارث

تفاوت های یاد شده همانگونه که گذشت سبب پاره ای تفاوت های حقوقی بین زن و مرد گردید. یکى از این تفاوتها در قانون ارث است. از دیرباز این سوال مطرح بوده است که چرا از منظر اسلام سهم الارث زن و مرد با هم مساوى نیست؟ چرا حقوق این دو با هم مساوى نیست؟ امام صادق سبب این مطلب اینگونه بیان کرده است:
اسلام سربازى را از عهده زن برداشته و به علاوه مهر نفقه را به نفع او بر مرد لازم شمرده است و در بعضى از جنایات اشتباهى که خویشاوندان جانى باید دیه بپردازند، زن از پرداخت دیه و شرکت با دیگران معاف است. از این رو سهم زن در ارث از مرد کمتر است. (مطهرى/ ص251) 
استاد مطهرى در این باره مى‏گوید:
علت اینکه اسلام سهم الارث زن را نصف مرد قرار داد (نساء/ 11) وضع خاصى است که زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازى و برخى قوانین جزایى دارد چون اسلام مهر و نفقه را لازم میداند و به این سبب قهراً از بودجه زندگى زن کاسته شده است و تحمیلى از این نظر بر مرد شده است. اسلام مى‏خواهد این تحمیل از طریق ارث جبران شود، از این رو براى مرد دو برابر زن سهم الارث قرار داده است. (همان/251
در خصوص نفقه ی زن با استناد به متون فقهى در قانون مدنى آمده است:
نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء. (قانون مدنى، ماده 1107) 
نفقه زن بر نفقه سایر افراد واجب النفقه، مقدم است، مانند اولاد، پدر، مادر و غیره. (امام خمینى/2/285) 
اگر زوج با حالت یسر و قدرت بر پرداخت نفقه، از اداى آن خوددارى کند، زوجه مى‏تواند بدون مراجعه به دادگاه از اموال او تقاصّاً برداشت نماید. (طاهرى/3 /202) 
در صورت گذشت مدتى و عدم پرداخت نفقه، نفقه ایام گذشته به صورت دین بر ذمّه زوج قرار خواهد گرفت. (خویی/ 2/ 313) 
پس اگر از طرفى مرد حق بهره مندى از ارث را به میزان دو برابر سهم زن دارد از طرف دیگر تکلیف بر عهده ى اوست که نفقه ى زن را تأمین کند.حق و تکلیف دو مفهوم متلازم و متضایف هستند بنابراین در مقابل هر حقى، تکلیفى موجود است. مانند دو کفه ترازو که توازن آنها در عالم عدالت باید رعایت گردد. (امامى/4/11) 
در مواردى نیز زن و مرد به گونه‏اى برابر ارث مى‏برند مانند:
1-
پدر و مادر هر کدام 16 ارث مى‏برند.
2-
خواهر و برادر مادرى و فرزندان آنان یکسان ارث مى‏برند.
3-
جد و جده مادرى یکسان ارث مى‏برند.
4-
دایى و خاله یکسان ارث مى‏برند و موارد مشابه دیگر.
از این رو، تفاوت ارث زن و مرد ناشى از انوثت و ذکورت نیست و گرنه باید همه جا مردان دو برابر زنان ارث برند، بلکه مسئله‏ى »غُنْم« و »غُرم« است. یعنى هر کسى بیشتر خسارت مى‏بیند، بیشتر بهره مى‏برد. (مهریزى/465-467) 
بسیارى از سوالات و اعتراضات نسبت به حقوق زن در اسلام، ناشى از جزء نگرى قوانین اسلام است. اگر نظام حقوقى زن،در نظام جامع حقوقى اسلام لحاظ شود این گونه شبه‏ها پیش نمى‏آید.
در نظام حقوق اسلام اختلافات حقوقى بین زن و مرد دقیقاً بر واقعیت و حکمت استوار است. بدیهى است هم وضع قوانین مختلف در شرایط یکسان و هم وضع قوانین واحد در شرایط و موقعیت هاى متفاوت، ستمگرانه است و اسلام هیچ یک از این دو را نمى‏پزیرد. به همین دلیل، آنجا که حقوق زن و مرد به وجه مشترک آنها باز مى‏گردد، حقوق این دو، برابر و یکسان است و جایى که به جهات اختلاف آنها مربوط مى‏شود، حقوق و تکالیف نیز تفاوت پیدا مى‏کند.
هر گاه کسى از حقى محروم باشد، از تکالیف ملازم با آن نیز معاف خواهد شد. چنانکه متقابلاً هر کس از داشتن تکالیفى معاف باشد از حقوق ملازم با آن تکلیف نیز بى بهره خواهد بود.

نتیجه ‏گیرى

آن گونه که برخى پنداشته‏اند نگاه اسلام به زن تحقیرآمیز نیست.قرآن پیرامون منزلت زن موضع حکیمانه‏اى دارد. نه او را از مقام انسانى تنزل داده و نه تفاوت‏هاى بیولوژیک و حکمت آفرینش او را نادیده گرفته است. از منظر قرآن زن به لحاظ انسانیت هیچ تفاوتى با مرد ندارد. اما آفرینش او با توجه به وظایفى که بر عهده مى‏گیرد اندکى با مرد متفاوت است. اگر قرآن ارث زن را نصف مرد دانسته در مقابل آن، حقوق دیگرى براى او منظور نموده است و در مواردى هم ارث زن و مرد هر دو برابر دانسته شده است. بنابراین، تفاوت سهم ارث زن و مرد از منزلت زن نمى‏کاهد همان گونه که تکلیف پرداخت نفقه و مهر و امثال آن بر مرد به منزلت مرد آسیب نمى‏رساند.


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 13649






مطالب مرتبط