رای به سایت :
871
محبوب
ناحیه مقاومت بسیج ابوذر
دوشنبه 30 مهر 1397 -
جایگاه رسانه ها و فضای مجازی در جریانات اخیر
جایگاه رسانه ها و فضای مجازی در جریانات اخیر

در تعریف کلی از شبکه های اجتماعی باید اذعان نمودکه شبکه های اجتماعی گردهمایی افرادی است که با اشتراک گذاری ارتباطات معنادار در پیوست مجازی و بعضاً حقیقی قرار دارند و در راستای یک هدف مشخص با بکدیگر به تعامل می پردازند.
calendar
تاریخ : 1396/10/18 - 18:27
0
محبوب  
رای به خبر :

به گزارش قسم از ناحیه مقاومت بسیج ابوذر ،جایگاه رسانه ها و فضای مجازی در جریانات اخیر:

چیای بارنز نخستین بار در سال 1954 مفهوم شبکه های مجازی را مطرح کرد. در تعریف کلی از شبکه های اجتماعی باید اذعان نمودکه شبکه های اجتماعی گردهمایی افرادی است که با اشتراک گذاری ارتباطات معنادار در پیوست مجازی و بعضاً حقیقی قرار دارند و در راستای یک هدف مشخص با بکدیگر به تعامل می پردازند. درواقع، شبکه‌های اجتماعی ساختاری را فراهم می‌آورند که کاربران می‌توانند از هر جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، نژاد و قومیت، در آن ظاهر شوند و نقش دلخواه خود را بازی کنند. بنابراین، شبکه های اجتماعی عرصه ایفای نقش های عموماً غیرواقعی کاربران می باشد.

مارک پاستر در عصر دوم رسانه ها تاکید می کند دردوره جدید که اینترنت و ارتباطات الکترونیک در جامعه سیطره دارد، این داده ها و اطلاعات یا به عبارت دقیق کلمه، این اجتماعات مجازی هستند که هویت افراد را می سازند. وسایل نوین اطلاعاتی و ارتباطی در اثر تغییراتی که در برداشت های بشر امروزی به وجود می آورند، هویتها را در وضعیت کاملا تازه ای قرار م یدهند که متفاوت و حتی مغایر با گذشته است. مانوئل کاستلز از دیگر تئوریسین های ارتباطات، معتقد است که سیاست های مربوط به هویت را باید در جایگاه تاریخی خود بررسی کرد. یکی از عوامل مهم در تاریخ و جغرافیا، مؤلفه فضای مجازی و قدرت آن است که نیروی قوام بخش هویت و بسیاری دیگر از پدیده ها و فراورده های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است. هویت در محیط مجازی به طور مشخص متفاوت با هویت در محیط واقعی است، زیرا تفاوت بین محیط ها وجود دارد. شخص مختار است از هویت واقعیاش در محیط مجازی استفاده کند یا نکند. در محیط مجازی، شخص هویتش را در مسیری شکل می دهد که او می‏خواهد آن را در مقابل دیگران به نمایش بگذارد. به‌عبارت دیگر، او هویتش را به دیگران تحمیل می کند.

بنابراین، هویت نقشی کلیدی را در ارتباطات مجازی ایفا می کند. بعضی مدعی‌اند توانایی استقرار یک هویت بدون بدن و مستقل از ارزشمندترین جنبه های فرهنگ آنلاین است که به مردم اجازه می‏دهد نقش ها و روابطی را که به‌گونه ای دیگر هستند، جستجو کنند، اما دیگران ادعا می کنند گمنامی، بی‌مسئولیتی و رفتار خصومت آمیز را تشویق می کند. ماهیت مکان و فضا در دنیای دیجیتالی کاملا دگرگون شده است. امروز، دنیای واقعی با دنیای مجازی چنان در هم فرو رفته که تفکیک آن دو بسیار دشوار شده است. زمان، مفهوم مکانمند گذشته را ندارد. فرهنگ ها به شدت در هم ادغام شده و خلوص مکانی و زمانی دیروز خود را از دست داده اند. بنابراین، طبیعی است که هویت در بند مکان- زمان و فرهنگ مکانمند و زمانمند در فضای جدید دچار بحران شود. شاید بتوان بحران های ناشی از گمنامی را در دو دسته تقسیم کرد: یک دسته بحران های کلی ناشی از مواجهه انسان با فضای مجازی است که از آن به اضطراب دیجیتالی یاد می کنند و دوم، بحران­های ناشی از هویت­های مجازی.

بحران های ناشی از هویت های ساختگی با توجه به این‌که فرد معمولاً امکان انتخاب هویت‏های دیگری دارد که در نظر دیگران مطلوبتر یا خاص تر جلوه می کند، به‌وجود می آید. در این صورت، فرد هنگام استفاده از امکانات ارتباطی مجازی، هویت واقعی خود را که در سراسر زندگی واقعی با آن درگیر است، کنار می گذارد و با هویت جدیدی مواجه  می­شود. به این ترتیب، معناهای جدیدی وارد ذهن فرد می شود و هویت جدیدی در کنار هویت واقعی و قدیم او قد علم می کند که ذهن فرد را درگیر و دچار بحران می کند، زیرا این دو هویت در وضعیت همزمانی قرار می گیرند و فرد نمی تواند به راحتی مفاهیم و خصایص هویتی جدید را با هویت قدیمی و همیشگی اش تطبیق دهد و یا اساساً ممکن است میان آنها تعارض پدید آید. این بحران احتمالا خستگی، تنش، فشار عصبی و ناکامی را برای فرد به همراه می آورد. این بحران به‌خصوص برای کسانی به شکل جدیدتر مطرح می شود که تغییرات هویتی فراوان در فضای مجازی برای خود ایجاد می کنند و تطابق و هماهنگ کردن این تغییرات با هویت واقعی برای‌شان دشوارتر می­شود. همچنین کسانی که در جهان واقعی امکان برخی رفتارهای ناهنجار اجتماعی یا ار تباطات خاص را ندارند، در این فضا این امکان را به دست می آورند و ممکن است در وضعیتی قرار گیرند که اعمال آن­ها در قالب هویت مجازی با هنجار­های اجتماعی زندگی واقعی به شدت در تعارض باشد؛ به این ترتیب، دچار بحران بزرگتری خواهند شد.

جامعه ایران امروز نیز با دو گونه بحران هویتی با دو منشأ و علل مختلف رو به رو است. مطالعات گسترده در خصوص بحران های دوران صنعتی شدن در جوامع مختلف نشان می دهد این گونه جوامع در معرض بحران­های ناشی از تغییرات ساختاری در عرصه­های اقتصادی، فرهنگی، سیاست و اجتماع قرار می­گیرند. جامعه امروز ایران در عین حال که بحران­های هویت ناشی از یک دوره تاریخی را با خود حمل می­کند، در سه دهه اخیر با بحران­های دوره تاریخی فراصنعتی بدون آن‌که به‌طور طبیعی وارد این دوره شده باشد نیز رو به رو شده است. باتوجه به خاصیت و کارکردهای فناوری های نوین ارتباطی به خصوص شبکه­های اجتماعی، ورود آثار کنترل‌ناپذیر و بحران زای این دوره از سوی حاکمیت به سهولت صورت گرفته و عواقب ناشی از آن وارد جامعه امروز شده است .این شرایط درمجموع وضعیتی را پدید آورده است که می­توان گفت درحال حاضر، با نوعی از بحران های هویت هم­پوشان مواجه هستیم. استفاده از اینترنت و این اواخر مخصوصاً شبکه­های اجتماعی در میان ایرانی­ها به‌طور غیر قابل توجهی افزایش یافته و بررسی ها نشان می دهد این روند کماکان ادامه دارد. اینترنت، به ویژه در میان جوانان ایرانی شیوع زیادی دارد و فاصله آن با سایر نسل های قدیم تر فاحش می‏باشد. بنابراین، عجیب نیست که بیشتر تحقیقات انجام شده در مورد اینترنت نشان می دهد اکثریت کار­بران اینترنت در ایران به نسل جوان تعلق دارد.

بنابر یک تقسیم بندی نسلی، نسل سوم بیشترین کاربران اینترنتی در ایران بوده و بیش از نسل های دیگر در معرض آثار ناشی از اینترنت، از جمله مسائل هویتی و بحران هویتی قرار می‏گیرند. فارغ از شکاف های به وجود آمده ناشی از فرایند رسانه­های نوین، شکاف نسلی موجود ناشی از تحولات ساختاری و جمعیتی جامعه ایران باعث شده است انتقال ارزش‌ها و آموزه ها در قالب سنت از نسلی به نسل دیگر با اختلال رو به رو شود. این پدیده از یک سو، به روند انتقال فرهنگ آسیب می رساند و از سوی دیگر، حافظه تاریخی را مختل می سازد و بدین ترتیب، انتقال تجربیات سیاسی و فرهنگی دوره های پیشین به زمان حاضر با دشواری انجام می‏شود. حال اگر نظام اجتماعی، در فرایند زمینه‌سازی کسب هویت اجتماعی آحاد خود، به خوبی عمل نکند و نتواند الگوها و هنجارهای نظام اجتماعی را برای آنان ساخته و درونی کند، افراد نسبت به نظام اجتماعی خود احساس بی‌هویتی خواهند کرد و در نتیجه برای جبران هویت اجتماعی از دست رفته، به منابع دیگری که در فضای زندگی پیرامون آن‌ها در دسترس است رجوع خواهند کرد. در این صورت گرایش‌های ایستاری، کنشی و نمادی آن‌ها نیز متناسب با الگوهای فرهنگ غربی شکل خواهد گرفت. در واقع، در دنیای کنونی که انفجار اطلاعات در آن به‌وقوع پیوسته و بخش عظیمی از انسان‌ها و به‌ویژه جوانان در معرض پیامدهای آن قرار گرفته‌اند، هویت مبنا و معنای گذشته خود را از دست داده است و شدت و دامنه تغییرات هویتی در نسل‌های جدید به حدی است که در برخی موارد چالش‌ها و بحران‌های هویتی را پدید آورده است و برخلاف گذشته، فرآیند انتقال هویت بیش از آن که در زمینه ارزش‌ها، باورها و رفتارها و خلاصه هویت‌شان از والدین خویش متاثر باشند از رسانه‌ها، صنعت فرهنگ، همسالان وجوانان دیگر که چه بسا از دیگر کشورها باشند، تأثیر می‌پذیرند. پدیده مهم دیگری که از بحران هویت به وجود می آید، ترکیبی از بحران هویت فردی و اجتماعی است. شواهد نشان می دهد وقتی افراد در معرض فضای مجازی قرار می گیرند، به نوعی از دگرخودپنداری از خویش مبتلا می شوند. این پدیده که در روانشناسی از آن به بیماری امپاتی یاد می شود، وضعیتی پدید می آورد که افراد در فضای مجازی، خود را در شرایطی ایده‏آل و دست نیافتنی تر تعریف می کنند و در مواجهه با واقعیت دچار نوعی بحران می شوند. به نظر می رسد این بحران، پایه ساز بحران های سیاسی و اجتماعی در جوامع درحال توسعه می‏باشد.

 

فضای مجازی و اعترضات مردمی:

پس از آغاز اعتراضات مردمی به سیاست های اقتصادی، شبکه های مجازی که پیشتر کانون خبررسانی ها به شمار می رفتند، بار دیگر به مرکز ثقل خبر رسانی ها مبدل گشتند. در این میان، شبکه های رسانه ای معاند با بهره گیری بسیار از کانون اعتراضات، سرعت مخابره اخبار، شیوع اکاذیب و بعضاً بزرگنمایی ها را به بیشترین میزان خود رساند. شبکه مجازی صدای مردم در این همین بازه زمانی اندک با پوشش بیش 1300000 نفر کاربر، در هر دقیقه، میانگین بیش از 10 خبر اعم از کلیپ، بیانیه، صوت و تصاویر از سراسر مراکز ناآرامی ها مخابره نموده است. در این راستا، به نظر ذکر چندین نکته بسیار مهم گریزناپذیر باشد:

1. شبکه های اجتماعی مجازی معاندین همچون صدای مردم به حق برنامه ریزی دقیق، هدفمند و بلندمدتی را دنبال می کنند. این مسئله که در کسری از دقیقه بیش از ده ها کلیپ صوتی و تصویری از سراسر ایران به این شبکه مجازی ارسال و سپس از طریق همین شبکه به مخاطبین مخابره می گردد فارغ از صحت و سقم محتوای آن، بیانگر یک نکته مهم است و آن اینکه این شبکه های اجتماعی لحظه به لحظه تمامی اقدامات معترضین را مخابره کرده و تقریبا در تمامی نقاط کشور از همکاری عمده و وسیعی برخوردارند!

2. مسئله دیگر، تاثیرگذاری شگرف شبکه های اجتماعی همچون توئیتر می باشد. واقعیت امر حکایت از این مسئله دارد که اثرگذاری چنین شبکه هایی و نیز تبلیغات سوء آنان، منجر به راهپیمایی های وسیع ضد نظام در کشورهای مختلف جهان گردید. سفارت ها و کاردارهای ایرانی مقیم درکشورهای آلمان، انگلستان، ترکیه، اتریش و چند کشور دیگر بر اساس تبلیغات چنین شبکه هایی به عرصه تاخت و تاز معترضین مبدل گردید.

3. مسئله حمایت دشمنان نظام جمهوری اسلامی از چنین شبکه هایی نیز محل بحث است. بر همگان مبرهن است که حمایت نیروهای غربی و استکبار جهانی از شبکه های اجتماعی مجازی در تشدید بحران ها، تهییج افکار عمومی بر حضور مستقیم در ناآرامی ها و در نهایت برخورد فیزیکی و تخریب گر با نیروهای انقلابی و امنیتی در صدر خواسته آنان قرار دارد.

4. نکته حائز اهمیت دیگر اینجاست که استراتژی شایعه پراکنی، کذب و جعل و تحریف وقایع کماکان مهمترین رویکرد رسانه های معاند نظام رد مخابره اخبار اعتراضات و وقایع منتهی به آن می باشد. واقعیت اینست که بسیاری از اخبار و رویدادهای منعکس شده در چنین فضاهایی اصولاً متعلق به جریانات اعتراضی مردم ایران نبوده است. به عنوان مثال، پیشتر کلیپی از کانال تلگرامی صدای مردم در راستای سرکوب نیروهای امنیتی کشور در این شبکه مخابره و پخش گردید، حال آنکه ماهیت کلیپ مذکور، مربوط به انقلاب مصر در سال 2012 بوده است.

5. نکته ای که اما جای بسی خرسندی دارد، به رغم تبلیغات سوء و وسیع شبکه های اجتماعی معاندین علیه نظام جمهوری اسلامی، کماکان شاهد این مسئله هستیم که امواج اعتراضات کماکان حول مسئله اقتصادی است. به دیگر سخن، مسئله نخست رسانه های حقیقی و مجازی ضد انقلاب مسئله اقتصاد نیست. آنان با دستاویز قرار دادن مسئله اقتصاد، بحران، بیکاری، تورم و عدم اشتغال مساعی خود را معطوف به مسئله حکومت نموده اند. جالب آنکه بسیاری از همین شبکه های اجتماعی، پس از پیروزی آقای روحانی در انتخابات، وی را مرد نخست اصلاحات اقتصادی و سیاسی ایران قلمداد نموده و خرسندی خود را از این بابت اعلام نمودند.

6. نقدی جدی ودلسوزانه به رسانه ملی نیز وارد است. واقعیت اینست که با گذشت بیش از 6 روز از اعتراضات رسانه ملی، به صورت دقیق به موشکافی جزئیات واقعه نپرداخته است. از سویی دیگر، میزان فعالیت رسانه ملی در پخش سخنان رئیس جمهور، وزرا، مسئولین اجرایی و نظامی کشور و نقطه نظرات آنان در برخورد با این معضل بسیار محمدود بوده است و شگفت آنکه کماکان این رویکرد ادامه دارد.


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 16277


tags
   اعتراضات مردمی        خبر قسم        سایر محتوا قسم        ناحیه مقاومت بسیج ابوذر        منطقه 19        محله خانی آباد شمالی        ابوذر        قسم                                    




مطالب مرتبط